خاطراتت رو هنوزم تو يه دفتر مي نويسم
آخرش هيچي ندارم،منم و گونه ي خيسم
آره انصاف تو اينه،كه بايد تنها بمونم
اما من بازم مي تونم، بي تو از عشقت بخونم
خيلي سرد و بي تفاوت، از كنار من گذشتي
روزا با غصه گذشتن،تو هنوزم بر نگشتي
ديگه انتظار واسه من ، شده يه يار صميمي
حتي عشقتم واسه من،شده يه عشق قديمي
اگه تو فقط قراره تو گذشته هام بموني
ديگه فردارو نمي خوام،كاش اينو توام بدوني
من و تو ما بوديم اما،رفتي و من موندم و من
با هم از فردا مي خونديم،رفتي و من خوندم و من
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0