گفتم بهت برو كه من، از بودنت خسته شدم
برو كه به تنهاييام،بدجوري وابسته شدم
گفتم بهت اگه بري چشم انتظارت نميشم
تو پاييز تنهاييات ، ديگه بهارت نميشم
گفتم بهت برو از اين روز و شباي لعنتيم
برو از اين ثانيه هام،خاطره هاي خط خطيم
رفتي ولي خاطره هات هر روز واسم زنده ميشن
با وجود خاطره هات ، منم كه بازنده مي شم
آره خودم گفتم برو ، پس چرا تو فكر مني
پس چرا تو خيال من هنوز باهام حرف مي زني
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0